الشيخ رسول جعفريان

1027

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

نبندد و بعد از آن با ادويهء بسيار آن خون را مىپزند و مىخورند . » على قلى در آستانهء تحولات جديد اروپا قرار دارد و در يك مورد به نكته‌اى خاص در اين زمينه اشاره مىكند : « در واقع عجب جماعت سفيه بىمعرفتى بوده‌اند همهء نصارا خصوصا اهل فرنگ كه آن شعورى را كه خداى تعالى از براى فرق نمودن ميانه حق و باطل به ايشان عطا كرده است ، همه را صرف ياد گرفتن صناعات دقيقه از قبيل دورانداز [ توپ ] سازى و وقت ساعت و غيره ، كارهايى كه با آتش‌بازى مناسبت دارد مىنمايد و در امور اخروى كه عمده غرض از آفرينش ايشان اين است كه آن‌ها را خوب ياد بگيرند آن‌قدر سعى نمىكنند كه از كسانى كه به سمت مكه و مدينه سفر كرده باشند بپرسند كه آنچه فليپ پادرى ملعون در كتاب خود نوشته » درست است يا نه . وى مطالبى نيز دربارهء هيئت‌هاى ميسيونرى مسيحى به ايران دارد . از جمله با توجه به نشر ترجمهء عربى كتاب مقدس مىنويسد : . . . اهل اسلام نيز به سبب اين ترجمهء عربى شايد كه به دام نيفتند ، بيايند و ببينند و اگر آمدن از براى ايشان ميسر نشود ، پادريانى كه در اين ملك ايران از براى اضلال مردم آمده‌اند ، خبر از براى ايشان ببرند كه اميد ايشان از اين ترجمه چه بود و آخر برگشت و چه چيز شد و اما تا ايشان خود بيايند يا پادريان مذكور خبر از براى ايشان ببرند كه از اين ترجمه كارى نيامد » . وى در مورد ديگرى در كتاب هداية الضالين با اشاره به اين كه عيسى به جهاد دعوت نكرده ، بلكه به حواريين گفته است تا تنها مردم را با زبان دعوت كنند ، مىنويسد : « و اين قاعده تا امروز در ميان نصارا جارى است و اين است كه پادريان خود را به اطراف عالم به اعتقاد خودشان از براى هدايت مردم روانه مىنمايند . » « 1 » و نيز در همان‌جا مىنويسد : پس بنابراين در اين اوقات جمعى از پادريان نصارا كه در ايران به اعتقاد خود از براى هدايت مردم آمده توقف دارند و جا و مكان را بر سگان بيچاره‌اى كه محافظت اموال مسلمانان را مىكنند تنگ نموده‌اند ، خلاف فرمودهء حضرت عيسى را بجا آورده‌اند ، اگر چه چون ايران دار الامان است ، به اين اعتبار منع توقف ايشان مرجوح مىتواند بود ؛ اما به آن اعتبار كه در مذهب خود عاصىاند ، اگر ساكنان بارگاه گردون اشتباه پادشاه اسلام يا جماعتى كه بسط يد و نفوذ امر دارند ، ايشان را از ديار ايران اخراج فرموده ، بعد از آن كه از هر شهرى بيرون رفتند در آن صحرا بفرمايند كه ايشان را دراز كرده كه هر كدام را صد چوب يا زياده بزنند از براى آن كه موافق فرمودهء حضرت عيسى گرد و غبار ديارى كه سخن ايشان را قبول ننموده‌اند از ايشان بريزند چنان نيست كه موافق مذهب نصارا هم خلاف شرعى به عمل آورده باشند ، بلكه شمه‌اى از ضروريات دين ايشان را رواج داده

--> ( 1 ) . جديد الاسلام ، على قلى ، هداية الضالين ، نسخهء مرعشى ، برگ 26 - پ